| |
|
| |
|
| |
پنجشنبه سوم مرداد 1387-23:8
-آرام |
| |
---------------------------
...انسانم آرزوست!...
---------------------------
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
یکشنبه شانزدهم تیر 1387-23:59
-آرام |
| |
زندگي چيست ؟
اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟
اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟
اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟
اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟
اگر عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟
اگر عشق نيست چرا عاشقيم ؟
-------------------"دکتر شریعتی"------------------ |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
چهارشنبه پنجم تیر 1387-1:56
-آرام |
| |
هر عشقی می میرد
خاموشی می گیرد
عشق تو نمی میرد...

|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387-14:8
-آرام |
| |
...و این غروب از ما چه می داند
که هر روز
همراه با طپش نور و دل
به دیدارش می رویم
آنگاه که
دانه های مروارید
از ابر دلتنگی
بر درخت و گل و گلدان نشسته است
و ما همراه با دلواپسی
از باغ نفسهایمان
سیب سرخ می چینیم
و آرزومندانه در جاده ی انتظار می نشینیم...
----------------------------------------------------------
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387-2:12
-آرام |
| |
...می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند
ستایش کردم، گفتند خرافات است
عاشق شدم، گفتند دروغ است
گریستم، گفتند بهانه است
خندیدم، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم.
---------------------------------------------------- |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
سه شنبه هفتم اسفند 1386-23:6
-آرام |
| |
و چه زیباست
به دنیای خیالی بال و پر بگشایم!
-----------------...آرام...--------------- |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386-20:18
-آرام |
| |
"سکوت کاملترین تعریف بی اعتنایی است"
---------------------------------------------
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه ششم بهمن 1386-23:55
-آرام |
| |
در عجبم !
از مردمی که خود زیر شلاقهای ظلم زندگی می کنند
و بر "حسینی" می گریند که آزاد زیست.
...دکتر علی شریعتی...
--------------------------------------------------------- |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه هفدهم آذر 1386-0:52
-آرام |
| |
هر کودکی با این پیام به دنیا می آید
که خدا
هنوز از انسان نومید نیست
خدا
نه برای خورشید
و نه برای زمین
بلکه برای گلهایی که برایمان می فرستد...
چشم به راه پاسخ است.
-----------------------------------------------------
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه یکم آذر 1386-21:25
-آرام |
| |
نگاه کن!
شهر تاریکست.
چراغی روشن نیست.
کسی امشب به فکر صبح فردا نیست.
عشق مرده!
صداقت سوخته!
عاطفه پژمرده!
ایمان گمشده!
وجدان خوابیده!
-------------------------------------------- |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
یکشنبه یکم مهر 1386-9:53
-آرام |
| |
چشم هايم دور تا دور تو را ديواري بلند کشيده اند که. . .
باورکن! دست خودم نيست.
اگر مي خواهي سرک بکشي بيرون بايد پا بگذاري روي نگاهم و بالا بروي .
بگذار عزيزم!
راهي جز اين نيست!
------------------------------------
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386-19:46
-آرام |
| |
گفتم تمام شد
همه را سپردم به باد
كه با خود ببرد تا آن دور
تا پشت مرز روياها .
نميدانستم هنوز دلم
باز از شنيدن بي هنگام نام او
اين گونه خواهد لرزيد...
..."shahab"... |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه هفتم تیر 1386-19:44
-آرام |
| |
گاهی هم به آسمان نگاهی کن!
-------------------------------
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386-20:23
-آرام |
| |
سکوت می کنم
صبر می کنم
خفه می شوم!
"سکوت من از رضایت نیست"
---------------..آرام..--------------
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه هشتم اردیبهشت 1386-2:8
-آرام |
| |
مرا رها کن
از فکر این
تنهایی...
------------------ |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386-13:5
-آرام |
| |
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
دلم سرشار از تمنای توست
هوا آرام
شب خاموش
راه آسمانها باز...
------------------------------------------------------------- |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386-16:38
-آرام |
| |
اگر یکبار دیگر به آن روزها برگردم
این بار با همه می جنگم
می جنگم حتی با
عقلم...
عقلم را در خود خواهم کشت
من دیوانه می شوم
دیوانه ی تو !
------------------------------------------------------------..آرام.. |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386-15:5
-آرام |
| |
سیزدهم
برایم نحس است!
سیزدهم
همیشه روز جدایی است.
...دوباره از هم جدا می شویم
به امید دیدار!
-----------------------------------------------------..آرام.. |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه نوزدهم اسفند 1385-17:0
-آرام |
| |
۱۲ ماه پیرتر شدم ،بهار
۱۲ ماه به مرگ نزدیکتر
۱۲ ماه دورتر از خاطرات تلخ!
می دانی بهار ،من هفت روز از تو بزرگترم.
فقط هفت روز عجله کردم!
..آرام..
--------------------------------
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه دوازدهم اسفند 1385-22:34
-آرام |
| |
باران بیاید یا نیاید
من باشم یا نباشم
باران بیاید یا نیاید
تو باشی یا نباشی
خاطرت باشد یا نباشد
هرگز دیگر تنهایی ام را با تو قسمت نمی کنم
حتی نا خوشی هایم را
و از ته دل به تو می گویم
نا رفیق ،مگر تو با ما بودی؟!
---------------------------------------------------------------------------۰۰آرام۰۰ |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
جمعه بیست و دوم دی 1385-14:58
-آرام |
| |
تو خواهی رفت
تو روزی شهر ما را ترک خواهی کرد
و خواهی برد با خود آرزوهایم را ، امیدم را ، شب رویایی و روز سپیدم را
تو خواهی رفت
و من بر جای خواهم ماند با دنیایی از حسرت ،دلی غمگین
نگاهی منتظر ،تصویر ایامی خوش و شیرین
تو خواهی رفت
تو با آن چشمان نافذ و شبرنگ ،با آن چهره ی معصوم
با آن گامهای تند و خوش آهنگ
خواهی رفت...
از آن پس
آسمان من دیگر آبی نخواهد بود
به باغ گونه ام هرگز گل شادی نخواهد رست
نخواهد ساخت نرگسهای عطرآگین مرا سرمست
تو خواهی رفت و من دیگر نخواهم بود
تو خواهی رفت و من دیگر نخواهم زیست

|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
جمعه هشتم دی 1385-13:5
-آرام |
| |
دل به فردا بسته ای
گفتی نمی آیی کنون
خسته ای ،شاید
نمی دانم ولی...
خسته تر از روح درد آسای تو
انتظار بی جواب جمعه هاست!
-------------------------------- |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
دوشنبه بیستم آذر 1385-19:52
-آرام |
| |
مجسم کنید کره ی زمین به شما تعلق دارد ،
و به جز شما کسی دیگر در این کره زندگی نمی کند...
چه حالی خواهید داشت ؟
------------------------------------------------- |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385-19:29
-آرام |
| |
به که باید دل داد؟
به که باید پیوست؟
و به چشمان که باید خندید؟
به نسیم گذرا؟
به گل اطلسی و یاس سفید؟
به کبوتر حرم؟
یا به مهتاب خدا؟
به که باید پیوست؟
به عبور گل سرخ؟
یا به تکرار نگاه؟
یا صدای نفس چلچله ها؟
یا به یک برگ خزان دیده سرد؟
به که باید دل داد؟
به یکی مرد بزرگ؟
یا به یک کودک شیطان و شرور؟
یا به یک نغمه ی شاد؟
به که باید پیوست؟
به یکی رود زلال؟
یا به یک رشته پیچیده کوه؟
یا به یک کوچ پر از عشق پرستوی قشنگ؟
به که باید خندید؟
به نگاه تر یک پروانه؟
یا به یک شعله ی مستانه ی شمع؟
یا به یک روشنی تار دل دیوانه؟
به که باید خندید ؟
به که باید پیوست؟
--------------------------------
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه نهم آذر 1385-21:46
-آرام |
| |
سخت است باور اينکه
در زمان گم شده بوديم
هر آنچه که در آرزويش هستم در چشمان تو حس مي کنم
هميشه به اين فکر مي کردم که قلبت را براي خود حفظ کنم
اما اکنون بسيار دور از دسترس به نظر مي آيد
------------------------------------------------------------------
|
| |
لینک ثابت
|
|
| |
جمعه سوم آذر 1385-14:20
-آرام |
| |
وقتی کلاغ ها
سیاهپوش شدند
و چشمان تو
خورشید را به مشاعره دعوت کرد
من بربام خانه مان
ستاره ها را رصد می کردم
تا بدانم
آنها در گوش هم چه می خوانند
که هر شب
بر شانه های زمین
با بونه ها شاعر می شوند
"ممنون از آقای علی مطهری"
---------------------------------------------------------- |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه بیست و هفتم آبان 1385-20:6
-آرام |
| |
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم ، خيره به دنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.
در نهانخانه جانم، گل ياد تو درخشيد،
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد:
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.
تو، همه راز جهان ريخته در چشم خمارت
من همه ، محو تماشاي نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتي:
" از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن،
آب، آئينه عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،
باش فردا كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن!"
با تو گفتم:" حذر از عشق!؟ -ندانم
سفر از پيش تو؟هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد،
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم..."
باز گفتم كه:" تو صيادي ومن آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم،نتوانم."
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت...
اشك در چشم تو لرزيد،
ماه بر عشق تو خنديد!
يادم آيد كه: دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم.
نه گسستم،نه رميدم.
رفت در ظلمت شب ، آن شب و شب هاي دگر هم،
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو ، اما ،به چه حالي من از آن كوچه گذشتم.
"ممنونم از فائزه ی عزیزم"
-------------------------------------------------------- |
| |
لینک ثابت
|
برای او که بیش از همه دوستش دارم |
| |
جمعه دوازدهم آبان 1385-21:24
-آرام |
| |
تو عشق من هستی
تمام افکارم را درک می کنی
کارهایم را درک می کنی
با تو بودن شادی آور است
پر ز هیجان هستی
نیرو مند
مهربان
باهوش
راستگو
با احساس
و خلاق.
تو همانی
که زندگیم را به دستانش می سپارم
تو همانی
که می خواهم
همیشه در کنار او باشم
تو عشق من هستی.
--------------------------------------------------- |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
شنبه بیست و نهم مهر 1385-0:31
-آرام |
| |
راستی شکستن سکوت چقدر زیباست
اگر دستی،دل به شنیدن حرفهای تو بسپارد
----------------------------------------------------- |
| |
لینک ثابت
|
نفرین |
| |
جمعه بیست و یکم مهر 1385-22:32
-آرام |
| |

|
| |
لینک ثابت
|
|